السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
576
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
شرح حاصل اشكال اين است كه شما در اثبات هيولا گفتيد در جسم « اتصال جوهرى » به عنوان امر بالفعل موجود است و ممكن نيست همين امر بالفعل امر بالقوه هم باشد . ناگزير جوهر بالقوه بايد چيز ديگرى به نام هيولا باشد . خلاصه ، مغايرت حيثيت فعليت با قوّه ما را ملزم مىساخت كه به جوهر دومى در جسم به نام هيولا قائل شويم . اكنون سؤال اين است كه نفس انسانى از حيث آن كه موجود مجردى است امرى بالفعل است و از حيث آن كه مىتواند محل عروض ارادههاى مختلف و تصورات گوناگون گردد امر بالقوهاى است . پس چطور حيث فعليت و قوه در موضوع بسيط واحد يعنى نفس انسانى جمع گرديد ! پس مانعى ندارد كه حيث فعليت و قوه در جسم بسيط هم جمع گردد و ما به هيولا جهت حيثيت قوه نيازمند نباشيم . در پاسخ مىگويند قياس ، قياس مع الفارق است . در نفس دو حيث جداگانه وجود دارد كه به اعتبار هر حيثى حكمى مترتب است . نفس از آن جهت كه مجرد است امرى است بالفعل اما از آن جهت كه در مقام فعل ، تعلق به ماده دارد امرى است بالقوه . پس حيث فعل و قوّه براى نفس به اعتبار دو جهت مختلف است به خلاف جسم كه نمىشود اتصال جوهرى براى جسم امر بالفعلى باشد در عين حال ، ذاتاً امر بالقوه هم باشد ؛ زيرا اگر آن ذاتاً بالقوه بود معنايش اين است كه ذاتاً فاقد كمال است . و اگر ذاتاً اتصال جوهرى بالفعل بود معنايش اين است كه ذاتاً واجد كمال است . نقض دوم بر اثبات ماده متن لا يقال : الحجة منقوضة بالنفس الانسانيّة . . . خواصّ المادّة الجسمانيّة هناك . ترجمه گفتهاند كه استدلال مذكور ( براى اثبات هيولا ) از جهت ديگرى به نفس انسانى نقض مىگردد . و